خرید بک لینک

اینکه کاش چشم روی چشم که گذاشتم امشب، پا شدنی بعدش نباشد.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

دهنم رو میبندم. چشام رو، نگاهم رو پرتِ یه جا میکنم دور از تو و فرو میرم تو این صندلی لعنتی؛ دستام؟ الکی با هم بازی میکنن، با اون خودکار کسشر بیک ور میرن. چهکاری ازشون برمیاد مگه بدبختا؟

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

قبری که کی و کجا کنده شده تا روزی که دهن باز کنه برامون. بذر گل سرخی که کاشته شده بالا سرِ قبره تا روزی که بخشکه، بمیره بالامون.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

دونهی برنجی که پرید تو گلوم و سرفهای که انگار باز سرما خوردم، یهو حتی سردم شد، انگار باز سینهم تنگ شده از کثافت. نه که چرک کرده باشه اما سینهم درد میکنه واقعا، نه که کار کار یه دونهی برنج باشهها...نه. دونه برنج وسیلهس، وسیله هم نه حتی! دونهی برنج بهونهس واسه تنگی سینهم، واسه سرفه کردن و سرفه کردن و باز شدن راه دودی که از آتیش سینهم بزنه بیرون؛ نزنه به سرم.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

حواستم نبود البته. میدونستی که نباید باشه.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

حرف، حرف امشب و الان نیست. حرف این یکی دو هفته نیست حرفِ خیلی وقته. حرفِ نزدهست. حرف رو که نزنی انقدر ورم میکنه تا خفهت کنه. حناق میشه. حرف رو که نزنی سرد میشه، میماسه تو دهن آدم. یه تلخیای که میزنه به رگ و ریشهت؛ به دلت، به همه وجودت. حرفت رو که نزنی انگاری مردی.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

من به محالات دل بستهام همیشه، حتی احتمالات هم نه.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 20:32

صفحه بندی